بعد از ۲۴ روز ننوشتن، با خودم گفتم خیلی چیزها برای نوشتن در وبلاگ دارم، اما همین که خواستم شروع به نوشتن کنم، هیچی به ذهنم نیومد، می دونم این بار هم مثل همیشه ایراد از ذهن منه، هر موقع لازمش دارم جا میزنه، البته حق داره، این قدر گرفتارش کردم، این قدر مشغولیات (عمدتا به درد نخور) براش فراهم کردم که تا الان هم نپوکیده خیلی مرام گذوشته. اوووووووووه، اگه هر کس دیگه ام بود شاید کم میاورد، کی می تونه پنج شش جای مختلف رو با هم سرچ کنه و بخواد از همه اش نتیجه مثبت بگیره، گوگل به اون بزرگی قدرت سرچش انقدر بالا نیست، این که دیگه ذهن منه. (روی این جمله آخر خب دقت کنید.)
بگذریم، هر چی بیشتر بنویسم اوضاع ذهن ناآرومم بیشتر نمایون میشه. گاهی مواقع سکوت بهترین مرهمه.
پانوشت: حالا هی گیر بدید آپدیت کن، آپدیت کن.
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر1384ساعت 17:16  توسط دانشجوی قم
|
نسيم انديشه ادامه مي دهد …
امروز براي من همين مقدار كافي ست!
انگار همين ديروز بود.بايد براي انجمن اسم انتخاب مي كرديم .پيشنهاد ها آماده بودند:انديشه نوين، آرمان فردا، آفاق، آواي فرهيختگان و نسيم انديشه
گفتند تهران نسيم انديشه را تاييد كرده ، شديم نسيم انديشه
همان روزها گفتند :تاسيس نسييم انديشه توطئه بوده! گفتند نسيم انديشه علم شد تا آرمان فرهيختگان به حاشيه برود!
شنيدم اما… نتوانستم باور كنم.
و روز هاي بعد باز هم گفتند.
يك روز به باند بازي متهممان كردند، روز ديگر به خبر تعطيل شدن انجمن پوزخند زدند و…
هر روز بيشتر گفتند و بيشتر فرار كردند. فرار از مسئوليتي كه هنوز برايشان خيلي بزرگ بود.
اما نسيم انديشه شروع كرده بود و بايد ادامه مي داد.فرصتي براي مقابله به مثل، براي قلم بازي نبود.حجم كار خيلي بيشتر از توان 4_3 نفر دانشجوي سال آخر بود اما مسئوليتي قبول شده بود وبايد انجام مي شد. اين را ديگر ياد گرفته بوديم.
و تمام آن روزها گذشت…
امروز بعد از يك سال و اندي از اولين روزهايي كه شروع كريم نسيم انديشه همچنان ادامه ميدهد و آرمان فرهيختگان…
آرمان را توطئه تاسيس نسيم انديشه به حاشيه نبرد. دلسوزاني! كه فكر ميكردند با قلم زني از پشت مانيتور ميشود يك انجمن نوپا را سرپا نگه داشت آرمان فرهيختگان را اين چنين به امروز رساندند.
مهم نيست! نسيم انديشه هنوز همان آرمان فرهيختگان ماست .
حالا كه به نظر مي رسد زمستان نسيم انديشه تمام شده دلسوزان قديمي باز هم مي آيند، سرافرازانه وبا سلام وصلوات!!
آن قدر فراموشكار هستيم كه هنوزهم از ديدنشان خوشحال شويم كاش آن قدر بزرگ شده باشند كه قلم انتقاد! را زمين بگذارند وآستين همت را بالا بزنند.
امروز براي من همين قدر كه بدانم نسيم انديشه ادامه مي دهد كافي ست.
منبع: وبلاگ گروهی دانشجویان قم
+ نوشته شده در سه شنبه 12 مهر1384ساعت 20:39  توسط دانشجوی قم
|
" اگه به من رای بدهید، اردوهای زیادی برگزار می کنم. "
این جمله نه شعار تبلیغاتی انتخاب ریاست جمهوری ایران است، نه شعار انتخابات مجلس افغانستان، بلکه تنها حربه ای است که گاهی بعضی افراد در انتخابات انجمن های مختلف (به خصوص انجمن های دانشجویی) به کار می برند که بر تعداد آرای خود بیافزایند، اما از تکراری بودن این شعار که بگذریم، به رای دهندگانی می رسیم که با این شعار ترغیب به رای دادن به این گونه افراد می شوند، گویا اردو کعبه آمالی است که همه را به گرد خود می آورد، اما نه!! اردو، کلمه ای است چهار حرفی، دل چسب، اغلب دانشجویی، که جایگزین تور مسافرتی درپیت شده است، و بر چند نوع است(انتظار نداشته باشید که چند نوع آن را بگوییم) و هر کدام شرایط خاص خود را دارد(بازهم توقع نداشته باشید که شرایط را بیان کنیم)، اما بیشتر فشار توجه ما در این مقال بر روی موضوع اردوهای دانشجویی است.
معمولا در اردوهای دانشجویی خیلی خوش می گذرد، به طوری که همه را به تقدیر(در حد و اندازه های جایزه نوبل) از برگزارکننده اردو برمی انگیزد، عده ای را ترغیب به ثبت آن در دفترچه خاطرات زندگیشون می کند، عده ای را به چک کردن همیشگی وبلاگ گروهی دانشجویان قم و نظر دادن در آن و عده ای را ترغیب می کند که خوشحالی خود را از داشتن چنین جوهای صمیمی ابراز دارند، تازه این تنها وضعیت افرادی است که به اردو رفته اند، اما جاذبه اردو فراتر از اینهاست به طوری که آنهایی را که نرفته اند را نیز تحریک می کند. یکی می گوید ناهارش را زیاد کنید و دیگری اظهار تاسف از این که نتوانسته به اردو بره، و در کل این جذابیت باعث می شود تعداد یازده نظر در ذیل عکس های اردو نقش بندد، و یک رکورد جهانی ثبت شود، به طوری که از موسسه گینس تند تند تماس بگیرند و هی پلیز پلیز کنند که این پست(همون عکس های اردو) را در کتاب خود ثبت کنند. منکر نقش اردو در فراهم کردن شرایط مناسب برای انواع تبادلات و مبادلات از جمله: تبادل نظر، افکار، لینک، شماره و ... نیستیم، اما اجازه دهید زمان را ورق بزنیم و به اردوی سال پیش بازگردیم، چند نفر از دوستان سال گذشته، امسال هم بودند، مثلا 5نفر فارغ التحصیل شدند، 5 نفر کار داشتند و 5 نفر از اردوی پارسال، امسال هم بودند(اردوروهای حرفه ای)، اما هنوز 20 نفر دیگر هستند که امسال نیستند، کجا هستند؟!
و در آخر اگر آرزومند روزهای بهتر هستیم، باید بیاندیشیم که عکس های یک اردوی یک روزه چگونه ما را به وجد و طرب آورد تا یازده نظر بدهیم، اما آمار حاصل از نظرسنجی یک گردهمایی بزرگ دانشجویی تنها یک نظر را به همراه دارد، و اگر به امید روزهای بهتریم، باید فکر کنیم که چرا از یک برگزارکننده اردو تشکر می کنیم، اما به خود زحمت نمی دهیم از کسی که از میان صدها برگه کاغذ، آماری دقیق را استخراج کرده تشکر کنیم و باید بیاندیشیم که...
و به امید روزهای بهتر برای همه جوون های ایرونی
منبع: وبلاگ گروهی دانشجویان قم
+ نوشته شده در دوشنبه 4 مهر1384ساعت 0:31  توسط دانشجوی قم
|